X
تبلیغات
رایتل

من درد مشترکم مرافریادکن

قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی یاچیزی چنان که ببینی یاچیزی چنان که بگویی من دردمشترکم ...مرا فریادکن

فریاد

سه‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1388 22:44 نویسنده: همیشه بهار چاپ

        ای تمامی‌ی ِ دروازه‌های ِ جهان!


          مرا به بازیافتن ِ فریاد ِ گم‌شده‌ی ِ خویش


              مددی کنید!

نظرات (3)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
سلام

شاید باید از کوه.........

کمک گرفت برای باز یافتن فریاد گمشده
امتیاز: 0 0
علی محمد محمدی http://ermes3.blogsky.com
من راه خانه‌ام را گم کرده‌ام ری‌را
میان راه فقط صدای تو نشانیِ ستاره بود
که راه را بی‌دلیلِ راه جسته بودیم
بی‌راه و بی‌شمال
بی‌راه و بی‌جنوب
بی‌راه و بی‌رویا


من راه خانه‌ام را گم کرده‌ام
اسامی آسان کسانم را
نامم را، دریا و رنگ روسری ترا، ری‌را
دیگر چیزی به ذهنم نمی‌رسد
حتی همان چند چراغ دور
که در خواب مسافرانْ مرده بودند!


درود و بدرود گل همیشه بهار ما !
امتیاز: 0 0
سلام مجدد.
حکایت ما و شما در جستجوی فریاد خود شاید شبیه این ترجمه ی شعر شاعر کردزبان استاد شیرکو بی کس باشد.
در دور دست کلیدی زار می گریست هنگامی که بی جستجوی او دروازه های شهر را می شکستند.
این فریادهای من و تو بدون شک کلید حل مشکلات زیادی است اما ...............
پس به قول جنابت نگاه به خاک گره میزنیم شاید خاک ما را نجات دهد ما که شرمنده ی خاکمان شدیم.................
امتیاز: 0 0