من درد مشترکم مرافریادکن

قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی یاچیزی چنان که ببینی یاچیزی چنان که بگویی من دردمشترکم ...مرا فریادکن

سنگ

دوشنبه 28 دی‌ماه سال 1388 21:31 نویسنده: همیشه بهار چاپ

 

سنگ دربرکه می اندازم ومی پندارم  

باهمین سنگ زدن ماه به هم میریزد 

 

کی به انداختن سنگ پیاپی در آب 

 

ماه را می شود ازخاطره آب گرفت؟

نظرات (5)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
خیلی زیبا بود. خوشحالم پست جدید گذاشتی دیگه داشتم نا امید می شدم.
شاد باشی دوست من
امتیاز: 0 0
بانوی بهار http://sedaghatema2ta.blogfa.com
کی به انداختن سنگ پیاپی در آب

ماه را می شود ازخاطره آب گرفت؟
................
هرگز نمی شود چنین کاری کرد!
ماه در حافظه ی آب جاری ست
.
.
همیشه بهاری باشید و شاد.

امتیاز: 0 0
چندان که بگویم
«ـ امشب شعری خواهم نوشت»
با لبانی متبسم به خوابی آرام فرو میرود
چنان چون سنگی
که به دریاچه ئی.....

کاشکی منم حوصله داشتم واسه آپ شدن ): پیروزز باشی
امتیاز: 0 0
علی محمد محمدی http://ermes3.blogsky.com
اگر چه بین خلایق هنوز ماه ترینی!
هماره ساده پسندی،همیشه برکه نشینی!

سلامی دوباره به بهار و دل بهاری اش !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام استاد
چه عجب افتخاردادین و پس ازمدتهابه وبلاگ من حقیرسرزدین؟
سلام دوباره تون منو بی اندازه خوشحال کرد
مرسی ازحضورتون
خواهش می کنم، درد مشترک رو باید فریاد کرد، تا یادی نباشه که زندگی ها جذّابیتی نداره
امتیاز: 0 0