X
تبلیغات
رایتل

من درد مشترکم مرافریادکن

قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی یاچیزی چنان که ببینی یاچیزی چنان که بگویی من دردمشترکم ...مرا فریادکن

زمانه ما

چهارشنبه 30 دی‌ماه سال 1388 22:19 نویسنده: همیشه بهار چاپ

زمانه’  ما ... نوشته مجید (وبلاگ http://nagoriz.blogfa.com/)  

 

زنده باد و مرده باد   

 

حق و باطل    

شهادت و هلاکت    

علوی و اموی    

مصدق و کاشانی  

 

کاش یک نفر تقویم را نگاه کند  

 

 چند عمر به آرامش باقیست؟ ؟ ؟........... 

نظرات (4)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
سلام خوبی وبلاگ خیلی قشنگ و جالبی داری خوشحال میشم اگه به سایت من هم سر بزنی در مورد فروش اکانت های رپیدشیر و مگا آپلود هستش منتظرتم راستی میشه یه لینک از سایت من تو وبلاگت بدی با همین عنوان فروش اکانت های رپیدشیر و مگا آپلود ایشالا جبران میکنم مرسی فعلا بای
امتیاز: 0 0
درود، یادم رفته بود آخرش بنویسم، شعر از حمید مصدقه. منظورش رشک بردن به نسیم و خاک و... هست که هرکدوم نفعی از معشوقش بردند و اون به اینها رشک میبره، به باد که از زلف معشوق گذشت و یا دست معشوق که چناران رو نوازش داد.... چقدر حمید مصدق رشک و حسادت و لطافت رو زیبا کنار هم چیده
امتیاز: 0 0
روزی،ساعتی ،اندکی
ولی این هم از سرمان زیاد است چون قدرش را هرگز ندانستیم
امتیاز: 0 0
سوری
فریدون نام دیگر ضحاک بود....
امتیاز: 0 0