من درد مشترکم مرافریادکن

قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی یاچیزی چنان که ببینی یاچیزی چنان که بگویی من دردمشترکم ...مرا فریادکن

شعری از پل الوار

جمعه 9 بهمن‌ماه سال 1388 22:28 نویسنده: همیشه بهار چاپ

به نام پیشانی کامل 

                         ...پیشانی ژرف   

به نام چشمانی که من مینگرم 

ودهانی که من میبوسم  

                     ... امروز و هر روز   

به نام امید مدفون   

به نام اشکها در ظلمات    

به نام ناله هایی که میخنداند   

به نام خنده هایی که میگریاند   

 

به نام خنده های کوچه 

و 

ملاحتی که دست های مارا می بندد  

به نام میوه های غرقه درگل 

بر زمینی زیبا وخوب 

به نام مردان زندانی   

به نام زنان تبعیدی   

به نام همه آن یاران ما 

که گردن ننهادن به ظلمت را...به شهادت وقتل آمده اند   

.

بر ماست که خشم راشخم زنیم  

وآهن را طالع کنیم  

برای نگهداری تصویر بلند بی گناهانی که 

همه جا جرگه می شوند 

و 

همه جا به پیروزی می رسند 

نظرات (4)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
بی تو ای آزادی ای والا مقام
گر نباشی در مکیان باید که از دنیا گریخت
امتیاز: 0 0
سروش
از سیاهی چرا فرار کردن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب بجای میماند
عطر سکرآور گل یاس است
فروغ فرخزاد
امتیاز: 0 0
به نام ناله هایی که میخنداند ،



به نام خنده هایی که میگریاند .....

و به نام عاشقانه هایی که پژمرده می شوند.

زیبا بود، مرسی
امتیاز: 0 0
علی محمد محمدی http://ermes3.blogsky.com
...و
ملاحتی که دست های مارا می بندد !

سلام بهار سبز !
بعضی وقت ها بهت حسودی ام میشه !حسودی ام به حسن انتخابت ، به علاقه ی وافرت به شعر و ادبیات ، به خستگی ناپذیری ات و ...

راستی ببخشید من چند صباحی نبودم و کلی از خوندن پست های جدیدت محروم موندم !
البته امشب بیشتر وقتم رو اینجا بیتوته کردم و همه ی مطالب اخیرتو خوندم و لذت بردم !

درود و بدرود !
امتیاز: 0 0