X
تبلیغات
رایتل

من درد مشترکم مرافریادکن

قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی یاچیزی چنان که ببینی یاچیزی چنان که بگویی من دردمشترکم ...مرا فریادکن

التماس دعا!!!!

سه‌شنبه 27 بهمن‌ماه سال 1388 22:14 نویسنده: همیشه بهار چاپ

 ای دوستانی که آرام درساحل نشسته اید... 

۵شنبه عصرامتحان کارشناسی ارشد دارم  

یکی منو دعا کنه ....

.  

ای تیزخرامان 

لنگی پای من  

از ناهمواری راه تو بود

نظرات (5)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
امیدوارم موفق بشی دوست خوب من . هرچند در زندگی مهم عظمت نگاه آدمیه که تو کامل داری نه مدارک کاغذی..
بازهم آرزوی شادی وموفقیت
امتیاز: 0 0
مم صبح دادم، لذت داشت بی استرس و الکی(!) کنکور دادن.
امتیاز: 0 0
سلام دوست من امتحان خوب بود؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
خیلی بد بود....
فکرکنم سال دیگه هم بایددرس بخونم
امیدوارم قبول شی .گرچه واقعا مدرک مهم نیست
شاد باشی دوست خوبم
امتیاز: 0 0
فریده
منم جمعه کنکور داشتم داشت قلبم میومد تو دهنم.صندلیم هم کج بود.شاید سال دیگه هم مجبور شم درس بخونم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
صندلی؟
چه تفاهمی...صندلی من هم نیمه شکسته بود
امتحان ماساعت سه وچهل وپنج دقیقه شروع شد!!!!!
امتحان توکلاسهایی بودکه همه به یک راهروبازمیشدودرطول امتحان صدای پای صدها نفر راکه میرفتندومی آمدند راتحمل کردیم !!!
ساعات ملکوتی نمازمغرب روهم باصدای مناجات ودعاونمازونیایش(مدل جعفرطیار) بابلندگویی که مستقیمابه کلاسهابازمیشدبه گوش جان شنیدیم وفیض بردیم!!!
هرکسی که مثل من بزدل و ترسو نبودهم باخودش موبایل برده
بودسرجلسه امتحان!!!
درآخرهم هیچ ناظروجوابگویی نبودکه پاسخگوباشه

اینجاایران است